عباس حبیبی بدرآبادی (۱۳۴۷)، شاعر است.
در یکی از سرودههای این مجموعه شعر نو میخوانیم:
«درکی دوگانه از به دنیا آمدن تو در ساحل
ردپاهات
درکتی که باد میپیچید دور راهروهات
و ردپاهای شاید قربانیهات
و خداهات وقتی به خاطر چیزهایی که نبود
تنبیه میکردی دنیا را با بزها و ماهیهاش
بر زمینی که بلعیده رویاهات
پاهایی سنگین و کجیده
خشکیده در قیر و ساروج
در قربونی کردن کلمهها با ساطور و قمه
وقتی نمیشد خریدشان با پول
در زمینی که بلعیده رویاهات
و عشقهات
صدایی نیست غیر چرخیدن مگس
دور جسد دیوها و دیوارها
میانهی ماهیهای پرنده با سر بز
ردپای مفرغی کاهن در تطهیر نجاست میمون با آب...»