«رنگین کمان» برگزیده از گلستان و بوستان سعدی به گزینش ایرج رامتین (۱۳۲۹)، پژوهشگر ایرانی است.
در یکی از سرودههای برگزیده این کتاب میخوانیم:
«وقتی دلِ سودایی میرفت به بستانها
بیخویشتنم کردی بوی گل و ریحانها
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها
ای مهرِ تو بر دلها وی مُهرِ تو بر لبها
وی شور تو در سرها وی سِرِّ تو در جانها
تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم
بعد از تو مرا باشد نقضِ همه پیمانها
تا خارِ غمِ عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستانها
آن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فرو شوید دست از همه درمانها
گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
چون عشقِ حَرم باشد سهل است بیابانها
هر تیر که در کیش است گر بر دلِ ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جملهی قربانها
هر کو نظری دارد با یارِ کمان ابرو
باید که سِپر باشد پیشِ همه پیکانها
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
میگویم و بعد از من به دورانها»