«هوای تازه» مجموعه اشعاریست از احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴)، شاعر نوگرای معاصر ایران. شاملو به سبب رویکرد ادبی و نگاهی به ادبیات و تاریخ ادبیات فارسی داشت، همواره منتقدان و هواداران سرسختی نیز داشت.
در یکی از سرودههای این کتاب به نام «سرچشمه» میخواینم:
«در تاریکی چشمانات را جُستم
در تاریکی چشمهایت را یافتم
و شبام پُر ستاره شد.
تو را صدا کردم
در تاریکترینِ شبها دلام صدایت کرد
و تو با طنینِ صدایم به سوی من آمدی.
با دستهایت برای دستهایم آواز خواندی
برای چشمهایم با چشمهایت
برای لبهایم با لبهایت
با تنات برای تنام آواز خواندی.
من با چشمها و لبهایت
اُنس گرفتم
با تنات انس گرفتم،
چیزی در من فروکش کرد
چیزی در من شکفت
من دوباره در گهوارهی کودکی خویش به خواب رفتم
و لبخندِ آن زمانیام را
بازیافتم.
در من شک لانه کرده بود.
دستهای تو چون چشمهیی به سوی من جاری شد
و من تازه شدم من یقین کردم
یقین را چون عروسکی در آغوش گرفتم
و در گهوارهی سالهای نخستین به خواب رفتم؛
در دامانات که گهوارهی رؤیاهایم بود...»