«کاکوله» اثر صادق نیکپور (۱۳۴۵) به واکاوی یک ترانه فولکلوریک گیلکی به نام کاکوله میپردازد و ردپای آن را در زبان، تاریخ، باورها و ادبیات محلی گیلان پی میگیرد.
بخشی از مقدمه اثر:
کاکوله نام ترانه فولکلوریک گیلکی است، از کودکی آن را به اشکال مختلف از زبان مردم میشنیدم. زنانی که در مزارع شالیزار برنج نشاء میکردند آن را میخواندند و من در کنار زمین شنونده آن بودم. هر وقت کاکوله توک طلا را میدیدند باز هم در هر جا که بود ترانه کاکوله خوانده میشد.
و باز هر وقت جوانی کاکل به سر یا کاسی را میدیدند هم نوایی خواندن کاکوله را باز میشنیدم. با کاکوله که در جانم آمیخته با روح و صفای روستاهای گیلان و بوی مزارع برنج بود بزرگ شدم و کاکوله در جانم بزرگتر و مهرم با کاکوله آمیخته گردید. قسمتهایی از فولکلور گیلکی کاکوله را بعدها در محاورات و آثار مختلف قدیمی دیدم و هر نشانی از کاکوله را در هر جا و هر سندی یافتم شناختم.
از روستای خشکرود لشت نشاء مهاجرت کردیم و به رشت آمدیم و من بزرگتر شدم و در همه گیلان در همه جا نوای کاکوله و مهر کاکوله را دیدم. کاکوله با جانم عجین شد آن قدر که دیگر کم است که بگویم این شعر را خیلی دوست دارم.
بسیار بزرگان و استادان موسیقی برای کاکوله آهنگ ساختند و استادانی هم با صدایشان آن را دلنشینتر کردند.
در هر خوانشی تصویر جدیدی از کاکوله کشفم شد، شیوه خوانش و نوع احساسشان را هم باید شنید و هم باید دید که چگونه یک فرهنگ به طور کامل در یک شعر و موسیقی جای گرفته است. بر این باورم که هر گونه و در هر سبکی هم که خوانده شود اُبهتی دیگر به این شعر فولکلور میدهد شعری که شاعرش را نمیشناسم، اما آهنگسازان بسیاری بر آن آهنگ گذاشتند.