«کوه» حاصل قلم ریحانه مولوی (۱۳۵۵)، نویسنده معاصر ایرانی است.
کتاب کوه در قالب یک داستان بلند، به گوشه ای از زندگی زنی میپردازد که سفری را آغاز میکند و در خلال سفر، خواننده را آرامآرام با دلتنگیهای زنانهٔ خود که ناشی از عدم تطبیق با شرایط زندگی اوست، آشنا میکند. داستان در قسمت اول، به شرح جزئیات سفر و نوع برخورد شخصیت اصلی داستان با مسائل پیرامون میپردازد: سنتها، آداب و رسوم، و عقایدی که آلوده به خرافات است.
اما داستان از نیمه به بعد وارد مرحلهٔ تازهای میشود و نقطهٔ عطف و پررنگ اصلی در اینجا رخ مینماید. در این نیمه، خواننده سفری را از عالم ماده به عالم معنا تجربه میکند و با شخصیتی آشنا میشود که پاسخ تمام دغدغههای ذهنیاش را در او میبیند و در پایان درمییابد که تمام آنچه را که دلتنگی تلقی میکرده، نوعی تجربهٔ عارفانه بوده است، که حالا با نگاهی تازهتر میتواند بر آنها غلبه کند.